
اسم این پستم رو میذارم"خداحافظی خیلی سخت..."، خداحافظ ای خواب شیرین مــن... و اما بدون هیچ مقدمه دیگه یی شروع میکنم دلنوشته م رو، بسم ا... . زهراجووونم سلام الان که نشستم و دارم دلنوشته یی دیگر برات میسُرایمساعت 19:40 روز شنبه ست، 8اُم اسفندماه. راستش دیشب میخواستم بشینم و این قسمت دلنوشته م رو بنویسم ولی چون لپ تاپم پیشم نبود افتاد واسه امشب، البته اینم بگما؛ بدجور حس دلتنگی بهم غلبه پیدا کرده بود آخه تا حالا اینجوری ازت خداحافظی نکرده بودم! حالا جمعه غروب بودن رو هم بذار کنارش... ببین چی ا...
ادامه مطلب