
سلام زهراجووونم، زهرایی الان که نشستم و دارم این متن رو مینویسم، یک روز مونده به تولدت گلم، تولد یکی یدونه زندگیـــــــــــــــم... الان ساعت 17:15 عصر روز سه شنبه ست، حیف! نیستی که ببینی حالمو،ولی اشکال نداره که،میگم تا بدونی زهراجووونم اینقدر خوشحالـــــــــــــــم که نجوووو، ینی خیلی ذوق دارما، خیلی...(دلم میگه که بهت بگم"خِیـــــلی دوستت دارم زهرایی، خِیــــــــــــــلی") راستش همونطوری که نوشتم، دوست داشتم تا روز تولدت همه خاطره تمون رو هرچند مختصر هم که شده بنویسمشون و به عنوان یه هدیه م...
ادامه مطلب