تقدیم به زهراجووونیم به مناسبت اولین سالگرد ازدواجمون...

خرید بک لینک

سلام زهراجووونم، سلام عششششــــــــقم... زهرایی امروز سه شنبه ست، 23 شهریور ماه1395، یک روز مونده به اولین سالگرد ازدواجمون(البته عقدمون ) ، روزی که زهراجووونیم و حامد کوشولوش شدن واسه هم تا همیشه... تا وقتی که روزای خدا هست، تا وقتی که خورشیدش صبح ها طلوع میکنه و ماهش شب ها...، روزی که زهراجووونم شد همه زندگیـــــــــــــــم...

زهراجونم راستش قبل شروع چندتا مورد رو بگم، تا برسم به اصل موضوع...

اولنش اینه که، وقتی داشتم نگاه میکردم به تجربه عروس و دومادهای پیشکسوت، اکثرا سالگرد ازدواج رو سالگرد عروسیشون میدونستن و میدونن که واسه ما تو راهه انشاالله، دلیل اصلیش رو هم، چون تو خونه خودشون هستن و رسما مستقل شدن میدونن که اینم دلیل جالبیه واسه خودش که ما هم بهش خواهیم پرداخت بعدا...، انشاالله .

ولی زهراجووونم چون این روز رو خیلی خیلی دوست دارم (دوست داریم البته ، ببخش دیگه چون از زبون خودم مینویسم اینطوریه، زهراجوونی "م" ها رو "یم" بخون همیشه، دستت شما درد نتنه) واسه اینه که پارسال این موقع خیلی زیاد واسم دوست داشتنیه و یکی از بهترین لحظات یا شاید بتونم بگم بین اون لحظه ها، قشنگترینشه... واسه همین خیلی دوست دارم واسمون خاطره انگیز بشه.

دومنش اینه که شاید بعضا اتفاق افتاده تو این زمینه واسمون، اونم پیش هم نبودنمونه زهراجوونی تو بعضی مناسبت ها، البته به لحاظ فیزیکی، ولی دلیل نمیشه که! مهم جشن گرفتنشه، حالا خود جشن رو انشاالله فردا یا پس فردا که انشاالله اومدی تهران و پیش هم بودیم میگیریم...چون واسش برنامه ریزی کردم، آآآآرررره... .

سومنش هم همزمان شدن این روز قشنگ با روزای عید قربان و غدیره که قشنگیش رو صد برابر بیشتر میکنه، عیدت مبارک زهراجووونم... پارسال با همه زندگی هم شدن آقا حضرت امیر(ع) و مادرمون حضرت زهرا(س) ما هم شدیم همه زندگی همدیگهو به برکتشون روز عروسی و شروع زندگیمون هم میشه روز میلاد آقا حضرت رسول(ص) (تو پرانتز بگم که اینا اتفاقی نمیتونه باشه با توجه به اینکه برنامه ریزی های خیلی زیاد و مختلفی کردیم زهرایی ولی سمت این شد با توجه به نیتمون)، انشاالله و چقدر قشنگ...چقدر عالی، چقدر آسمونی... ینی قشنگتر از اینم میشه فرشته کوشولوی آسمونیم،زهراجووونیم؟ و همه اینا به برکت آقا امام حسن(ع) که شب میلادش چه هدیه قشنگ و آسمونی از طرف حضرت زهرا(س) بهم داد که با بودن همچین فرشتهای زندگی اینجوری میشه دیگه و همه اینا به لطف و دعوت بی بی حضرت معصومه (س) ست. خدایا شکرت، هزار مرتبه شکر بابت همه چی... .

حالا نوبت میرسه به بقیه دلنوشته هام... .

الان ساعت 4عصر روز سه شنبه ست، یه حامد خوشحال ولی در عین حال دلتنگ نشسته و داره واسه زهراجووونیش مینویسه... از همه چی و همه جا... زهراجووونم اینقدر خوشحالــــم که نجوووو ینی خیلی، خیلی...(دلم میگه که بهت بگم"خِیـــــلی دوستت دارم زهراجووونم، خِیــــــــــــــلی")

راستش همونطوری که نوشتم، دوست داشتم تا امروز رو پیش همدیگه باشیم ولی با یکم تأخیر اتفاق میفته انشاالله...

زهراجووونم جشن گرفتنمون واسه سالگرد ازدواجمون که به چجوری بودن و برگزار کردنش فکر کردم رو میذارم وقتی همو دیدیم ایشالا ، راستش الان بیشتر به این فکر میکنم که سوراپرایز تبریک ها و دلنوشته هام رو همین امشب یا فردا صبح به عسسسسلم تقدیم کنم، خیلی فکر کردم که چیکار کنم. یه ایده تو ذهنم اومد که خاطراتی که تو پست قبل نوشتم رو از ادامه ش، به صورت تصویری خاطرات یک ساله مون رو ورق بزنیم، اونم تو قالب یه اسلاید که با همه عکسایی که دارم درستش کنم، اون خاطره هایی که ازش عکس ندارم هم تو اسلایدش به صورت تیتروار فقط بنویسمش، عکسش رو از عشقم بگیرم و بذارم سرجاش، فقط امیدوارم قشنگ در بیاد

حالا شروع میکنم، بسم ا...

تا 13 آبان پارسال که روز دفاعم بود رو تو پست قبلی گفتم، از اونجا به بعد اسلایدم رو ادامه میدم... ( البته زهراجووونم به دقیقی و مفصلی و خجیییلی تو نتونستم خاطره هامون رو بنویسم، حالا انشاالله خاطره های عشقم رو هم تایپ میکنیم و به کلکسیون خاطراتمون اضافه میشه انشاالله)

نکته اول:: قبل از شروع نمایش اسلاید، هدفون رو تو گوشت گذاشته باشی زهراجووونم

نکته دوم:: رمز اسلاید رو واست SMS میکنم

نکته سوم:: رو اسلاید اول هم 30ثانیه صبر کنی

حالا میتونی دانلود کنی :: دانلود اسلاید

"زهراجووونم، همه دلخوشی و هسسستی زندگیییم، خیلی عاشششششقتم، خیلی..."

دلنوشتههای دلم واسه عشقم،زهرا جووونم......

ما را در سایت دلنوشتههای دلم واسه عشقم،زهرا جووونم... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 337 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:22

صفحه بندی